تبليغاتX
رام چی هستی؟

رام چی هستی؟

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی

شاه خفته

 

وضعیت زندگی  انسان به پادشاهی می ماند که درخواب است . پادشاه ،درخواب هویت  ومقام خود را که پادشاهی و فرمانروایی است ،فراموش میکند . پادشاه خواب می بیند که دیگر پادشاه نیست ، ضعیف و نانوان گشته ، محتاج و فقیر شده ، دیگر خبری از آن همه قدرت و جلال نیست ...

به نظر شما برای اینکه این پادشاه دوباره به مقام پادشاهی خود دست یابد و دوباره زندگی شاهانه را تجربه نماید ، چکار باید کرد؟

....

... حتماً برای حل رنج ها ، فشارها و گرفتاری هایی که در عالم توهم و رویا ، پادشاه باآنها رو به روست،راه حل هایی را هم پیشنهاد میکنند. مثل ده ها و صدها راه حلی که جاهلان عالم نما برای حل مسائل انسان ارائه داده اند.

 

راه حل یک چیز است و آن بیدار شدن از خواب است .

 

اما حرکت بازگشت به خداوند چه میگوید ؟ ساده ترین ، کوتاه ترین وتنهاراه حل اینست  که "پادشاه را از خواب بیدار کنیم." اگرپادشاه لحظه ای از خواب برخیزد ، راهی را که قرار بود در رویاهای خود برای  رسیدن به پادشاهی در طول سالها بپیماید ،در لحظه ای طی میکند. اصلا ًپیمودنی درکار نیست . پادشاه وقتی از خواب بیدار شد ، در می یابد که آن همه رنج و لذت زودگذر ، تنها رویا و توهم بوده ، میبیند که نیازی به پادشاه شدن ندارد، زیرا او هم اکنون پادشاه است .

...

اکثریت انسان ها ، مانند این پادشاه درخوابند . درخواب ،...

 

انسان اشرف مخلوقات است ، اما حیف که این مقام  بزرگ را فراموش کرده ، اسم خود را نمیداند ، والا اگر به جهان بگوید :"من کیستم ؟" همه او را می شناسند و از فرمان او ( فرمان خداست ) تبعیت میکنند.

...

...

 

سوره بقره : ایات 30 تا 37

بیاد آر آنگاه که پروردگاه فرشتگان را فرمود من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت گفتند پروردگارا آیا کسانی خواهی گماشت که در زمین فساد کنند و خونها ریزند وحال آنکه ما خود را تراتسبیح و تقدیس میکنیم خداوند فرمود من چیزی می دانم که شما نمیدانید (30) وخدای عالم همه اسماء رابآدم تعلیم داد آنگاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود اگر شما در دعوی خود صادقید اسماء اینان رابیان کنید(31) ... ... همه سجده کردند مگر شیطان که ابا و تکبرروزید و از فرقه کافران گردید(34) ... پس شیطان آدم و حوا رابلغزش افکند...(36)  پس آدم از خدای خود کلماتی آموخت که موجب پذیرفتن توبه او گردید. زیرا خدا مهربان و توبه پذیر است (37)            

 

 

 

بچه چه کسی این اسماء را میداند ؟ لطفاْ به بقیه یاد بدهد...چون همه باید باهم نجات پیدا کنیم ...


+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکوفه   | 

برگرفته از کتاب جریان هدایت الهی

 

خدا نمرده

 

 

چرا خدا را مرده پنداشته اید ؟

چرا گمان می برید که خداوند نباید و نمی تواند بامخلوق و بنده ی خود ارتباطی داشته باشد ؟

 مگر خالق متعال عاشق مخلوق خود نیست ؟

 این چگونه عشقی است که بگوییم بین عاشق و معشوق هیچ رابطه ای وجود ندارد ؟

 مگر اساسی ترین  و مهمترین نیاز انسان ، ارتباط با آفریدگار خود نیست پس اگر فکر کنیم که او به این نیاز مهمتر از آب و غذای بنده ی خود بی اعتناست . چگونه می توان تصور کرد که خداوند بخشنده و مهربان است ؟

 اصلاً چرا نباید خداوند با مخلوق خود رابطه ای داشته باشد ؟

 چرا نباید مخلوق خود را هر لحظه هدایت کند ؟

چرا نباید با بنده ی خود سخن بگوید؟

 چرا گمان برده اید  که خداوند تنها با گروه بسیار بسیار اندکی از بندگان خود سخن گفته ؟

 آیا نعوذبالله او تبعیضی میان بندگان خود قائل است ؟

 چرا فکر می کنیم که پروردگار متعال زمانی سخن گفته و زمانی دیگر ساکت شده است و اکنون نیز در سکوت بسر می برد؟...

 

خداوند زنده و حاضر را بپرستید. زنده ، سخن می گوید، محبت می کند، فعال است، زندگی می بخشد، تغییر می دهد و دگرگون می کند. زنده ، می بیند، می شنود، می خواهد و اراده می کند، آیا خالق و معبود شما زنده است ؟...

 

پروردگار تبارک و تعالی هر لحظه با مخلوقات خود سخن می گوید و از این طریق آنان را پاک و هدایت می کند، قدرت و زندگی می بخشد و محبت و نوازش می کند ... خداوند با (به ظاهر) پست ترین و برترین مخلوقات خویش یکسان سخن می گوید ... شنیدن این کلام سرچشمه ی شور و شادی و لذت و آرامش است . این کلام نیرو دهنده و رهاننده است ...

در وحی بسته شد اما آیا در الهامات الهی نیز بسته شد؟!...

 

آنان که خداوند را چنین زشت وخشن برای انسان ها به تصویر کشیده اند از عشق ، تهی گشته اند و آن که از عشق خالی باشد ، هستی را نمی بیند و آنچه می بیند گمان ها و توهمات خودش است ...

 

اگر چیزی نمی شنوید و نمی بینید نه اینکه نیست و یا نباید باشد . بلکه این شمایید که نمی بینید و نمی شنوید . این نقص شماست نه خداوند...

 در زندگی به کجا گوش سپرده اید ، متوجه که هستید ،

 در اشتیاق چه به سر می برید ، به کجا خیره شده اید،

 

همان صدا را می شنوید  و همان را می بینید

 

 که به سویش متوجه و مدام در حرکتید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکوفه   | 

سلام

 

تا حالا خودتان را مطالعه کردید ،

چه چیزی شما را    رام  خودش میکنه

یه مادر وقتی بچه مریض میشه یا گریه میکنه ، به همه حرفاش گوش میده

یه پدر وقتی احساس میکنه خانوادش را داره از دست میده ، آنوقت هرچی بخوان انجام میده

یه فرزند وقتی والدینش را در تخت بیماری میبینه و احساس میکنه پشتش داره خالی میشه ، میگه هر چه شما بگید انجام میدهم.

یه کارمند وقتی میبینه داره شغلش را از دست میده ، تمام دستورات رئیسش ...

یه شاگرد وقتی میبینه داره از محبت معلمش محروم میشه ...

یه ....

شما چطور ؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکوفه   | 

سلام
نمی دونم
احساس می کنم این بحث و این حرف اذیتم می کنه....
توهین نباشه, اما احساس می کنم این نوشته , تنها یک چرت نویسی هست که برای فرار از اشتباهاتمون نوشتی.
این حرف اشتباه هست که حالا چون هابیل یا قبیل (نمی دونم کدومشون بد بود؟!!!)
پدر ما انسان ها هست, همه ی ما مثل اون هستیم!
این حرف بیشتر برای من یک لطیفه ی خنده دار هست!
چون داریم به نوعی گناهانمون رو فرافکنی می کنیم به اون بنده خدا!
ما باید مشکل رو تو خودمون پیدا کنیم..... توی نفسمون.
شاید اون طور راهی وجود داشته باشه برامون, برای انسان شده, نه اینکه رام بشیم!
موفق باشی...

 

آره ، جملات بالا نوشته یکی از دوستان است که نظرداده بودن ، باید اعتراف کنم که نمی خواهم  تقصیر را به گردن کسی بیندازم ، بلکه میخواستم آب پاکی روی دست خودم و بقیه بریزم که ، گذشته را فراموش کنیم و شروع کنیم به اقدام اساسی . چون وقت زیادی نداریم

فعلاْ آنچه که مشخصه افتادیم تو هچل، 

و باید همه باهم موفق بشیم ،

پس همه را باید آگاه کنیم ،

شما هم به بقیه بگید که اسارت بسته

بیاید برگردیم خانه اصلی

دراین رابطه هم باید تسلیم راهنمای اصلی بشیم که راه را نشانمان بده و آن کسی نیست جز خودش پس رام خودش باشیم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکوفه   | 

پدرمون آدم  اراده کرد از اختیار خودش استفاده کنه و همه را به دردسر انداخت. ولی این اختیار را کجا استفاده کرد؟؟؟

در داستان پسران آدم ؛ منظورم هابیل و قابیل . همه میدونید برای همین تکرارش نمیکنم . فرزند ناخلف زنده میمونه .

پس یه جورای همه ما از نوادگان فرزند ناخلفیم  ، البته او هم توبه کرد و خداوند او را بخشید. ولی باید اعتراف کنیم که ژن همون پدردر بدنهای ما جریان داره.

من از پزشکی و ژن و اینجور چیزا اطلاع زیادی ندارم ، ولی چند درصد بچه ها به  عموی خود شبیه میشوند و چند درصد به پدرشان میبرند؟؟؟

به هر صورت ما فرزندان آدم اگه بخواهیم مثل فرموده حافظ نباشیم :

پدرم روضه رزوان به دو گندم بفروخت   ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

و خطای پدرانمان را جبران کنیم و در ضمن اینکه خودمان را نجات میدهیم یک پدر بیآمرزی برای آنها باقی بگذاریم ، باید از راهی که آنها دور شدند ، برگردیم. وآن تسلیم خداوند بودن است . چرا که قبلی ها گفتند خودمون بلدیم و افتادند تو این دره ، پس ما باید اعتراف کنیم که بلد نیستیم و به هر چی او بگه گوش میکنیم بدون دخل و تصرف و ابراز اختیار.

شما چی فکر میکنید؟؟؟

ما داریم کجا استفاده میکنیم .

یعنی میخوام بگم ما تسلیم چی هستیم و رام کی هستیم ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکوفه   | 

به نام بزرگترین رام کننده

وقتیکه پدرم حضرت آدم را خداوندم خلق نمود ، خطاب به خودش فرمود:

" فتبارک الاحسن الخالقین "

او تمامی نیازهای پدر و مادرم را فراهم نموده بود قبل از اینکه آنها را بوجود

بیآورد. و آنها غرق در نعمت بودند ، چون ماهی غرق در دریا .

هوس تجربه بیرون آب آنها را وادار کرد که میوه ممنوعه را بخورند ، با اینکار از

اختیار خود استفاده کرده و از دریای تسلیم بیرون آمدند.

پس از توبه آدم ، خداوند به او   آموخت که چگونه بیرون آب زندگی کند ولی

درب برگشت را نبست .

ولی متاسفانه او فراموش کرده و یا شاید اختیار برایش لذت بخش بود .

ولی هنوز هرکس بخواهد دوباره به سمت خداوند برود او پذیرا و منتظر

است که درب ورود به درگاه خداوند  همان دری است که پدرمان از آن  خارج

شد.

یعنی تسلیم و رام خداوند بودن و اختیار خود را در کف تسلیم الهی

گذاشتن .

به امید زمانیکه همه با هم در دریای تسلیم غرق شویم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکوفه   |